مرتضى راوندى

398

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ملا هادى سبزوارى و ميرزاى جلوه در ميان اين عده ، حاجى ملا هادى صاحب منظومه و شرح منظومه و ميرزاى جلوه ، در دوران خود شهرتى فراوان كسب كرده بودند . فلاسفه و حكماى اين دوران غالبا به نوشتن شرح و حاشيه و تفسير و تعليق و رد و حل و جواب و يا اجوبه به مسائل كلاسيك مىپردازند ، و يا بين عقايد مختلف ، محاكمه مىكنند و يا از مجموع مباحث فلسفى ، كتبى غالبا به عربى و گاه به فارسى و احيانا منظوم ( مانند كتاب منظومهء سبزوارى ) ترتيب مىدهند . . . بسيارى از حكما به رساله‌نويسى مشغولند كه نوعى تك‌نگارى ( مونوگرافى ) درباره مسائل مشخص فلسفى است مانند رساله در نفى وجوب مقدمهء واجب و رساله‌يى در نفى زمان موهوم و رساله ( در جيب زاويه ) و رساله « صحبه و صدا » و يا دربارهء رياضت ، سير و سلوك و توسل به يك سلسله تمرينات عرفانى ، اين بحث از اهمّ مباحث فلسفه اسكولاستيك است . بحث ديگرى كه فلسفهء اسكولاستيك ما را انباشته ساخته مسألهء رابطهء خداوند با جهان ماسواء يا به اصطلاح عالم خلقت است ، در اينجا چند اشكال پيش مىآيد : اول آنكه ما بين علت و معلول منطقا بايد سنخيّت باشد ، و چگونه خداوندى كه قديم ثابت قارّ « 1 » و لايتغير است مىتواند علت جهانى باشد كه حادث و متجدد غير قارّ يا متغيّر است ؟ اين مسأله را چگونه بايد حل كرد ؟ اشكال ديگر آن است كه قاعدهء الواحد لا يصدر عنه الا الواحد ، وجود دارد يعنى از يگانه جز يگانه پديد نمىشود . پس چگونه از مبدأ واحد ازلى ، مىتواند ، جهانى متنوع و متكثّر پديد آيد ، يعنى رابطهء بين مونيسم الهى و پلوراليسم جهان خلقت كدام است ؟ فلاسفهء ما كوشيدند به اين دو اشكال پاسخ بدهند . در مورد اشكال اول گفته‌اند ، از آنجا كه بين علت و معلول سنخيّت لازم است ، پس بايد بين خدا و « ما سواء الله » جهان واسطى باشد ، به عقيده مشائيون اين واسط چيزى نيست جز « فلك دوّار » كه به ذات خود متحرك است . فلك دوّار همان است كه فردوسى آن را « گنبد تيز گردى » ناميده كه چون ما ، فساد و تباهى نمىپذيرد . اين فلك دوّار از جهت قديم بودن با علت اولى « خدا » سنخيّت دارد ولى از جهت متحرك و دوّار بودن با حادثات جهان داراى سنخيّت است ، لذا مساله حل مىشود . صدراى شيرازى ، به جاى فلك دوار « حركت جوهرى » را گذاشته كه در آخرين تحليل به « طبيعت جوهرى » بازمىگردد ، و طبيعت بذاته ، هم متجّدد و نو شونده است و هم حادث و آفريده شده لذا واسطه خوبى است ، زيرا از آن جهت كه طبيعت ، ثابت و قديم است با ذات الهى سنخيّت دارد ، و از آن جهت كه متجدد است با جهان ، داراى

--> ( 1 ) . قار يعنى ثابت .